اماکن تاریخی حسین واعظ کاشفی

حسین واعظ کاشفی

مولانا حسین واعظ کاشفی از دانشمندان بزرگ هرات در عصر تیموریها است وی پسر مولانا علی سبزواری میباشد . زادگاه مولانا  بیهق سبزوار میباشد واورا بنام حسین بیهقی هروی  نیز خطاب مینمایند

سبب آمدن بهرات واقامت نمودن خود را مولانا چنین نوشته است .

شبی درنیشاپور خواب می بیند که پبر ی نورانی بوی میگوید که خودرابمابرسان واوازهویت پیرجویامیشود بوی میگویند که سعدالدین کا شغری است . چون بیدارمی شود دردل خویش احساس اضطرابی می نماید وناچاربطلب خواب خویش سفرمیکند درمشهد سعدالدین نامی رابوی معرفی می نماید چون بوی می رسد اورابچهره که درخواب دیده موافق نمی یابد . درآن نزدیکی کاروانی بطوس میرسد وخبرفوت سعدالدین کاشغری راازمسافری که درآن کاروان بوده میشنود وبجانب هرات رهسپارمیشود وبزودی بمزارحضرت سعدالدین کاشغری میرود وهمانجابصحبت حضرت جامی مشرف میشود وشرح خواب وسبب مسافرت خودرا بعرض میرساند مولانا جامی ازوی می پرسد . تعبیر خواب خودراچگونه دیده ئی کاشفی میگوید اکنون که حضرت سعدالدین ازدنیارفته برسرگوراوخواهم بود تابعدازمرگ درجواراودفن شوم .

مولاناجامی میفرماید بهتراست باولاد حضرت سعدالدین پیوند شوی . ومولانا سخن عارف جام راپسندیده دخترخواجه علی اکبر رابه پسرخویش فخرالدین علی بزنی میگیرد.

مولانا حسین بقیه عمرخویش رادرهرات میگذراند و به تصنیف وتالیف می پردازد .مصنفات ومولفاتش بسیار است وتقریباًتمام مصنفاتش بزبان دری است ازآنجمله مواهب علیه معروف به تفسیر حسینی ، جواهرالتفسیر(ناتمام مانده ) روضه الشهداانوارسهیلی اخلاق محسنی مخزان الانشا صحیفه شاهی که تلخیصی ازمخزن انشأاست و سرگذشت حاتم طائی (کتاب افسانوی است مکررچاب شده )

مولانا درعلم نجوم وانشاء مهارتی بسزا داشته واشعاری نیکو میسروده است . این چندبیت از اشعار ایشان میباشد .

ره روان درکار وما ازکار غافل هنوز              همراهان رفتند وماخوش خفته درمنزل هنوز

چابکان گام وفا درملک جان ودل زده                ما زروی  کاهلی  د ربند  آب  وگل  هنوز

اهل دل از قعر بحر آورده گوهرهابدست                   خاکساران طبیعت مانده درساحل هنوز

گشت مجنون همدم لیلی بخلوتگاه انس                  مردم نظاره گی راچشم برمحمل هنوز

صرف شد درقیل وقال مدرسه عمرعزیز             وزکتاب اصل حل نگشته یک مشکل هنوز

کاشفی درحیرتم کزنشه صحبای عشق                   علمی بیخود شدند ومحتسب عاقل هنوز

وفات مولانا حسین بسال 910 هجری قمری درهرات به وقوع پیوسته ودرخیابان مدفون شده است .

مزار مولانا سالها در کنار خیبان هرات شرق سرک امام فخر رازی  بصورت ویرانه  بین اراضی بنظر میرسید که اطراف قبر را به گل دیوار نموده بودند .

درسال 1298 هـ ش به امر مرحوم سردار سلیمان خان نایب الحکومه هرات در زمان امیر حبیب الله خان  دیوار گلی رابرداشته وبه خشت پخته وگچ محجر نمود .ودو عدد لوحه سنگ شکسته را که اززیر خاک پیداشد بالای مزار نصب نمود .

در سال 1324 هـ ش به اثر پیشنهاد مرحوم استاد فکری سلجوقی  به امر مرحوم عبدالله خان ملکیار ایوانی بزرگ به سمت غرب مزار آن بزرگوار ساخته شد وتخت مزار دوباره ترمیم گردید .همچنان باغ عالی در اطراف مزارش طرح گردید که درختان سرووناژو ودرختان مثمر زیادی موجود بود .

مزاروبنای غربی آرامگاه ملاحسین واعظ کاشفی وباغ آن  درجریان جنگهای تجاوز روسها درافغانستان ویران گردید بود که بعداًتوسط آمریت حفظ آبدات تاریخی ولایت هرات مجدداً ترمیم گردید ه وباغ آن نیز احیای مجدد گردید

ورود کاربران

آمار

اعضا : 1
محتوا : 131
بازدیدکنندگان : 48962